تبليغاتX
بی بازگشت
بی بازگشت
تنها یک بار پروازکن
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخوردو میتراشد.

این دردها رانمیشود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات وپیش آمدهای نادروعجیب بشمارند....                                                                                            صادق هدایت

|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 12:7 |

شازده کوچولو
اگر به آدم بزرگ‌ها بگوييد يک خانه‌ی قشنگ ديدم از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرقِ شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. بايد حتماً به‌شان گفت يک خانه‌ی صد ميليون تومنی ديدم تا صداشان بلند بشود که: -وای چه قشنگ!

يا مثلا اگر به‌شان بگوييد «دليل وجودِ شهريارِ کوچولو اين که تودل‌برو بود و می‌خنديد و دلش يک بره می‌خواست و بره خواستن، خودش بهترين دليل وجود داشتن هر کسی است» شانه بالا می‌اندازند و باتان مثل بچه‌ها رفتار می‌کنند! اما اگر به‌شان بگوييد «سياره‌ای که ازش آمده‌بود اخترک ب۶۱۲ است» بی‌معطلی قبول می‌کنند و ديگر هزار جور چيز ازتان نمی‌پرسند. اين جوری‌اند ديگر. نبايد ازشان دل‌خور شد. بچه‌ها بايد نسبت به آدم بزرگ‌ها گذشت داشته باشند.

 

|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 12:54 |